وبلاگ نیایش

پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

چرا قدرت در ایران باید دست به دست شود؟ یک اثبات علمی

ارسال شده توسط : نیایش در دسته : سیاسی

بسیار در مورد ویژگیهای منفی ذاتی قدرت نگاشته شده است. اما هماره صاحبان قدرت یا جیره خواران آنها اخلاقیات، وجدان یا معصومیت را جهت ابطال کردن چنین تئوریهایی بکار برده‌اند. انقلابیون ایران کماکان قدرت و مبانی آن را به سخره گرفته و با بی‌ میلی و بعضا گریه و بر مبنای وظیفه، قدرت را در اختیار گرفتند. چنین حالتی غیر مرسوم نیست و اکثر دموکراسی‌های دنیا چنین آغازی داشته اند اما معمولان قدرت انتقال پیدا خواهد کرد و فرایند دست به دست شدن قدرت آغاز میشود که به گفته هانتینگتون از مهمترین معیارهای انتقال به دموکراسی تثبیت شده است. این فرایند اغلب به صورت غیر داوطلبانه است و  صاحبان قدرت معمولا از میان امید به انتخاب مجدد یا کنار گذاشته شدن برای همیشه اولی را انتخات می کنند. بدین معنی‌ که صاحبان به اصطلاح خیر خواه قدرت به اجبار قدرت را به دست دیگری میدهند. اگر به دلیل مختلف، این فرایند انتقال صورت نگیرد یا به صورت ناقص انجام شود چنین حکومتهای هیچ جایگزنی بغیر از حکومت اقتدارگرایانه نخواهند داشت. حکومتهای اقتدارگرایانه از طریقه آغاز یا تداوم بخشیدن به جنگ، دشمن تراشی خارجی‌ تطمیع، تشویق و تنبیه شهروندان به عمر خود تداوم میدهد. این تداوم عمر فقط به کنترل قدرت ختم نخواهد شد بلکه به صورت تاریخی‌ اثبات شده است که چنین حکومتهای به سوی فاشیسم سوق داده میشوند. اثبات این مهم با ارجاع تاریخی‌ برای برخی‌ یه رویکرد غیر علمی‌ است. قابل به ذکر است که دست به دست شدن قدرت در ایران با تغییر رئیس جمهور یا اکثریت نمایندگان مجلس صورت نمیگیرد از آنجا که بنیان قدرت بر اساس قانون اساسی‌ به رهبر سپرده شده است و هیچگونه امکان انتقال قدرت به صورت غیر خشونت آمیز در قانون نهادینه نشده است. این خصوصیت واحد ساختار قدرت در ایران او را برای تمایل به فاشیسم یک نامزد مناسب مینماید. مطالعه ادامه مطلب »

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin      مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh
برچسب ها :

جمعه ۶ فروردین ۱۳۸۹

حکومت فقهی به تمثیل دیوان بلخ

ارسال شده توسط : نیایش در دسته : اجتماعی- فرهنگی | سیاسی

از دیوان بلخ حکایت های مختلفی نقل کرده اند که همه خواندنی هستند، این حکایت به وضعیت کنونی جامعه ایران بسیار شباهت دارد و خالی از ژرف نیست:
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌گوید. مُرده !»

مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»
کتاب کوچه /ب۲/ص۱۴۶۳

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin      مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

با استفاده از رویکرد سطوح تحلیل ( levels of analysis) می توان به ریشه یابی عدم توفیق جنبش اصلاحات در ایران در تاریخ معاصر پرداخت. این روش به محققین این امکان را میدهد که موانع چند بعدی پیشرفت حرکتهای مردمی در ایران  بسوی یک  روش حکومتی که “ارتقاء منزلت انسانی” راهدف والای خود بداند، شناسایی، بازشناسی و از همه مهمتر دسته بندی کنند.  بدین ترتیب، نویسنده وخوانندگان میتوانند راهکارهایی متعامل را برای چگونگی آغاز فرایند مرتفع کردن این موانع و به تَبَع تغییرات بنیادین با اولویت بندی های مشخص وشفاف بپردازند. نویسنده، آگاه به محدودیتهای متودولوژیک این روش میباشد ولیکن این سطوح تحلیل را برای مخاطبان از لحاظ مختلف بهره مند تر میداند.  بدین ترتیب، قصد دارم از ورود به حوزه آنتالوژی ( Ontology) یا به عبارتی هستی شناسی خودداری نموده و از لحاظ شناخت شناسی (Epistemology) نیز روش رئالیسم را برگزینم که پلی میان اثبات گرایی (Positivism) و تعبییر گرایی (Interpretism) در روشهای تحقیق پدیده های سیاسی میزند. لازم به ذکر است که این روش نباید با  رویکرد گزینشی (Eclectic) مشتبه گردد.

همچنین صراحتاً اعلام میکنم که بحث و گفتگو در مورد دلایل نافرجامی تاریخی جنبش اصلاحات در ایران به منظور اثبات بیهوده بودن تلاش نهضت اصلاحات که اکنون ابعاد تازه ای به خود گرفته نمی باشد. بلکه آنچه نویسنده را به نگاشتن در این مورد تشویق نموده امید به ثمره دادن این جنبش و انتخاب صحیح دراین راه پر پیچ و خم است.

دراین نوشته  دلایل نافرجامی تاریخی جنبش اصلاحات در ایران معاصر در سطوح فردی، ملی، منطقه ای، و بین المللی بررسی میشود که هریک از سطوح خود ابعاد مختلف از جمله اقتصادی، فرهنگی-اجتمایی و سیاسی را بصورت جداگانه تحلیل مینماید.  از آنجا که این خطیر از عهده یک مقاله خارج است سعی میشود هر یک از ابعادِ یک سطح در یک مقاله گنجانده شود تا حق مطلب ادا شود. لطفاً از یاری نویسنده در این فرایند که ممکن است چندی بیانجامد خودداری نفرمایید.

۱- سطح فردی

آ. پدر سالاری  و نتیجه طبیعی آن مرد سالاری

ب. استبداد شرقی (یا شیوه تولید آسیایی) : سطح فردی

ج. غلبه ی شور قانون گریزی بر شور قانون مداری در افراد

د. خرده رسوبات فرهنگی

ه. مشکل متودولوژیک در درک مفهوم عدالت در گفتمان عمومی

۲- سطح ملی

آ. نفت به عنوان انفال

ب. نفت به عنوان درآمد حکومت به جای مالیات

ج. حکومت فقهی (استفاده ابزاری از مذهب)

د. استبداد شرقی (یا شیوه تولید آسیایی) : سطح ملی

ه. نداشتن طبقه کارگری قوی

و. لزوم اجماع اقوام بزرگ برای اقدام جمعی

ز. وابستگی اقتصادی

۳- سطح  منطقه ای

آ. رانت نفت

ب. طراحی بزرگ هدایت شده توسط عربستان سعودی

ج. بازی اسراییل

د. سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه (ابعاد امنیتی، اقتصادی، سیاسی و استراتژیک)

ه. رویکرد معوج ایران به مسائل منطقه ای

۴- سطح بین المللی

آ. جایگاه مهم ( Geostrategic) ایران در نظام بین المللی(به ترتیب زمانی) استعمار، سیطره، جنگ سرد، استیلای بدخیم و استیلای خوش خیم(benign and malignant hegemony)

ب. جایگاه ایران در سیاست های بین المللی ایالات متحده آمریکا (ابعاد امنیتی، اقتصادی، سیاسی و استراتژیک)

ج. رویکرد معوج ایران به مسائل بین المللی (فرهنگ امپراطور بزرگ تاریخی)

نتیجه گیری

هر گونه نسخه برداری، چاپ مجدد و استفاده از این مطلب بدون نامه کتبی مولف اکیداً ممنوع میباشد

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin      مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh

سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۸

پروژه جمع آوری ضرب المثلهای جنبش سبز

ارسال شده توسط : نیایش در دسته : سیاسی

نکته: این مجموعه فقط جمع آوری فولکلوری عامیانه میباشد و بیانگر دیدگاههای بلاگ نمی باشد. (ضمناً هیچگونه سانسوری در آن اعمال نگردیده است)

حرفت در حد بیست و چهار میلیون بود: خیلی دروغت گنده بود.

طرف خیلی صدا و سیماست: یعنی طرف خیلی خالی می بنده یاواقعیت روبرعکس نشون میده.

یارو خیلی کامران نجف زاده ست: این اصطلاح که چه عرض کنم، این فحش، خیلی کاربرد دارد چون چندین لنترانی را با هم در خود جای می دهد. یعنی طرف خیلی دغل، شارلاتان، وطن فروش، بدبخت، خاک بر سر، بی همه چیز، دو قرانی و عقده ی متحرک است.

طرف از اون تأیید رهبری شده هاست: می خوان به ما زور چپونش کنن.

قضیه خیلی بیست و سیه: قضیه خیلی بند تنبونی و آب دوغیه کوچیکترش کن که باورمون بشه.

مگه وزارت کشوره؟: مگه خم رنگرزیه یا حوض نقاشیه که مرد صورتگر بندازن توش و چیتوز بکشن بیرون؟

یارو خیلی نوکیاست: از اون خبرچینای دِبشه یا یه خائنه .

مثل جنبش سبز می مونه: دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

 پیشنهاد شده توسط بازدید کنندگان:

۱- موش تو سوراخ نمیره، مشائی به دمش میبنده.
۲-از این دروغ به اون دروغ فرجه.
۳- مصباح به مصباح میگه روت سیاه .
۴- (اشاره به اعتراف گیری مولانا(اختیار است اختیار است اختیار))در جریان اعتراف گیری: اعتراف است اعتراف است اعتراف
۵- اگه کمه میتونم بازم واستون بسازما.
۶- عاقبت این نردبان بشکستنی است. هر که بالاتر نشست، لاجرم دست و پایش بیشتر باید شکست.
۷- لاجرم آنکس که بالاتر نشست . … . استخوانش سختتر خواهد شکست. (جدید)
۸-Against Greens, the bigger you are the harder you fall
9- دستبند سبز سر سفید می دهد بر باد.
۱۰- زبان سبز سر سرخ می دهد بر باد.
۱۱-بگم؟!؟! بگم؟!؟! اشاره به تهدید آدم آبرو دار از طرف یه آدم بی آبروی پر رو!!!!
… شما هم نظر خود را اینجا اضافه کنید.

 ضرب المثلهای ارسالی از طریق نظرات به لیست اضافه خواهد شد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin      مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh
برچسب ها : , ,

در باره اینجا :

سپاس خدای را و سپس احمدی نژاد، یارانش و اربابانش که فرصت و انگیزه ای برانگیخت که قلم به بیان افکارم بنگارم و عاقبت خویش به خدا بسپارم! علاوه بر آن، نمیدانم دیگر چه نیرویی در من به خروش آمد که با تمام مشغله کار و تحصیل، پس از هفت سال جدایی از کی بورد و فونت فارسی، عهد بستم که پارسی نیز بنگارم. هر چه هست نه به قصدی جز همدمی با افکارم و هم قلمی با یارانی است که اعتلایٍ “منزلت انسانی” در ایران را سرمشق حیات فکری خویش ساخته اند.

آزادمردی گفت:

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زِ هرچه رنگ تعلق است آزاد است.

سایه آدم‌های کوچک

در سرزمینی که سایه آدم‌های کوچک، بزرگ شد، در آن سرزمین، آفتاب در حال غروب است

فیلم کوتاه و دیدنی از کیارستمی

هراس من از مردن!

هراس من از مردن برای سرزمینی است که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی باشد.

ما و تاریخ

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند تا آیندگان ندانند بی عرضگان این برهه تاریخ ما بودیم.

درد من

درد من تنهايي نيست؛
بلكه مرگ ملتي است كه
گدايي را قناعت؛
بي عرضگي را صبر
و با تبسمي بر لب...
اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند.

~گاندی

بگو چگونه بنویسم یکی نه، پنج تن بودند

بگو چگونه بنویسم یکی نه، پنج تن بودند
نه پنج، بلکه پنجاهان به خاطرات من بودند

بگو چگونه بنویسم که دار از درخت آمد
درخت آن درختانی که خود تبر شکن بودند

بگو چگونه بنویسم که چوب دارها روزی
فشرده پای آزادی به فرق هر چمن بودند

نسیم در درختستان به شاخه ها چو می پیوست
پیام هاش دست افشان به سوی مرد و زن بودند

کنون سری به هر داری شکسته گردنی دارد
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند

چه پای در هوا مانده چه لال و بی صدا مانده
معطل اند این سرها که دفتری سخن بودند

مگر ببارد از ابری بر این جنازه ها اشکی
که مادران جدا مانده ز پاره های تن بودند

ز داوران بی ایمان چه جای شکوه ام کاینان
نه خصم ظلم و ظلمت ها که خصم ذوالمنن بودند

- سیمین بهبهانی
- 10 اردیبهشت 1389

RSS

Get Adobe Flash player